غیبت طولانی و جشن دندونی
سلام
با عرض شرمندگی به دلیل غیبت چند ماهه
تو این ماه ها اتفاقات زیادی رخ داده که توی این فرصت پیش آمده میخوام براتون بازگو کنم و توی دفتر خاطرات یگانه پسر زندگیم حک کنم ...
دقیقا یازدهم تیرماه بود که متوجه شدم گل پسرم اولین موارید زندگیش جوونه زد و به دنیای ما یه عالمه شادی بخشید ، محمدم با تمام وجودم این اتفاق خوشایند رو بهت تبریک میگم ...
توی مرداد ماه بود که تصمیم گرفتم جشن دندونی بگیرم و تابااین بهونه هم افطاری داده باشم و هم دور هم شب خوشی رو سپری کرده باشیم ، خیلی خیلی فکر کردم تا تصمیم براین گرفته شد که تم جشن رو رنگین کمون طراحی کنم
روزها طول کشید تا همه چیز فراهم شد چون تو خیلی فضولی میکردی و تا بساط رو پهن میکردم میومدی و همه رو میریختی بهم ، منم هی حرص میخوردم و دوباره جمع میکردم تا جنابعالی بخوابی ...
ولی در کل روزهای خاطره انگیزی بود که هیچ وقت فراموش نمیکنم ...
نوبتی هم باشه ، نوبت عکس هاست تا ببینی که مامان چقدر زحمت کشید
(از خودم تعریف کردم ... )

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...


تزیینات میز



تزیینات میوه

کارت دعوت

تزیینات گیفت ها

تزیین سفره قبل از خوردن غذا

اینم تزیینات خونه که متاسفانه قبل از اومدن مهمونا تعدادی از بادکنک ها ترکیدن ...

وحالا گل پسری .....................


قربون اون خنده هااااااااااااااااااااااااتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

تو این عکس آقا محمد تصمیم گرفته که خودش کیک بخوره


الهی که مامان فدات بشه ...
اینم عکس دختر خاله ( فریما خانم )

نوبتی هم که باشه ، نوبت کادوهاست...
دست همگی درد نکنه

بابا جون و مامان جون (مادری ) 30000 تومان
آقاجون و مادر جون ( پدری ) 30000 تومان
عمه معصوم و عمو کامران 30000 تومان
عمورضا و زنعمو منصوره و طاهاخان 20000 تومان
عموعلی وزنعموسحرومحمدفرزام جون عروسک بره ناقلا
دایی نویدوزندایی عاطفه اسباب بازی ( تانک ) و 10000 تومان
خاله زهراوعمومنصوروفریماخانم لباس ( شلوارک )
خاله زینب و عمو محمد اسباب بازی ( اتوبوس )
در آخراز همه بابت هدایایی که دادن تشکر میکنم
امید زندگیم انشااله صد ساله باشی و سلامت تا من با تمام وجود بتونم بهت خدمت کنم ...
البته ناگفته نمونه که تدارکات شام (افطاری ) هم چیده شده بود که شامل چلوکباب و پیراشکی و آش دندونی وسالاد بود که زحمت آش رو مادر جون (مادر مامان ) کشیده بودن که دستشون درد نکنه ...
میوه ، کیک ، زولبیا و بامیه ، چایی و رنگینک هم جزئ پذیرایی بود که متاسفانه به هنگام خوردن افطاری گل پسر خوابشون میومد و بنده موفق به عکس گرفتن نشدم که زیاد هم مهم نیست ، خاطره ها همیشه در ذهن آدم ها باید ثبت بشه ...


غیبت طولانی و جشن دندونی
